تبليغاتX
درد و دل با دل



درد و دل با دل

درد و دل
نویسندگان
آثار تاریخی یك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهای جاوا

خواهش می کنم برگردددددددددددددد

این انتظار لعنتی داره داغونم می کنه


نویسنده: پویا مورخ: شنبه نهم آبان 1388 در ساعت: 19:49
|+|
هیچ کس

 

هیچ کس با من در این دنیا نبود


هیچ کس مانند من تنها نبود


هیچ کس دردی ز دردم بر نداشت


بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت


هیچ کس فکر مرا باور نکرد


هیچ کس آن یار دلخواهم نشد


هیچ کس دردی را نکرد از من دوا



نویسنده: پویا مورخ: شنبه نهم آبان 1388 در ساعت: 19:44
|+|
 

نمي دانم چه نيرويي مرا از بروز احساساتم باز مي دارد

در حالي كه ايمان دارم تك تك سلولهاي بدنم عشق تو را

فرياد ميزنند و قلبم با شنيدن نام و صداي تو همچون

قطره هاي باران كه به شدت با زمين برخورد مي كنند

به سينه ام مي كوبد فكرم لحظه اي از ياد عشق تو غافل

نيست و همواره به دنبال جايي است كه در آ ن  حرف

و نشاني از تو باشد. با اين اوصاف دلم مي خواهد لحظه اي

هم به ياد اين قلب عاشق باشي كه براي بهانه اي جز تو

ندارد ،قلب حقيرم را بپذير و در گوشه كوجكي از دل

درياي ات بگنجان و بدان تا هميشه دلم براي با تو

يكي شدن پر ميزند.

با تمام وجود دوستت دارم


نویسنده: پویا مورخ: شنبه نهم آبان 1388 در ساعت: 19:41
|+|
نمی دانم
 

نمي دانم چه نيرويي مرا از بروز احساساتم باز مي دارد

در حالي كه ايمان دارم تك تك سلولهاي بدنم عشق تو را

فرياد ميزنند و قلبم با شنيدن نام و صداي تو همچون

قطره هاي باران كه به شدت با زمين برخورد مي كنند

به سينه ام مي كوبد فكرم لحظه اي از ياد عشق تو غافل

نيست و همواره به دنبال جايي است كه در آ ن  حرف

و نشاني از تو باشد. با اين اوصاف دلم مي خواهد لحظه اي

هم به ياد اين قلب عاشق باشي كه براي بهانه اي جز تو

ندارد ،قلب حقيرم را بپذير و در گوشه كوجكي از دل

درياي ات بگنجان و بدان تا هميشه دلم براي با تو

يكي شدن پر ميزند.


نویسنده: پویا مورخ: شنبه نهم آبان 1388 در ساعت: 19:40
|+|

به یاد روزهای خوشمون


نویسنده: پویا مورخ: شنبه نهم آبان 1388 در ساعت: 19:38
|+|

دل من شکسته اینجا بی حضور توی تنها
تو چرا شدی دوباره درد تازه زخمام
مگه تو نگفته بودی میشم مرهم دردات
تو دروغ گفته بودی به من دلتنگ تنها
مگه من چه کرده بودم با توی بی کس تنها
جز اینکه شده بودم مرهم تموم دردات
جز اینکه شده بودم غمخوار اون دل تنهات !!!!!!!!!!

 

بی مرام تنهام گذاشتی تو که ادعای مردونگیت میشد
اما دیگه مهم نیست برو    برو   برو بیرون از قلب تنهام
برو بیرون از دلم از ذهنم  از قلب شکستم  برو تا دیگه خاطره هات اَزارم نده  تا دیگه یادت خوردم نکنه
منم میمونم با غصه هام و اون روزای خوش............!!


نویسنده: پویا مورخ: شنبه نهم آبان 1388 در ساعت: 19:28
|+|

یک شب نشد که  یاد تو از یاد من رود

 

 یکدم نشد که فکر تو از سر به در کنم

 

عاشق تو ام گویی در فراغت تا به کی

                                       

 از  اشک  دیده  دامن  رخسار  تر کنم

  

 همیشه منتظرتم


نویسنده: پویا مورخ: شنبه نهم آبان 1388 در ساعت: 19:26
|+|

من نشاني از تو ندارم،اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: در عصرهاي انتظار به حوالي بي کسي ام قدم بگذار ... خيابان غربت را پيدا کن وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو... کلبه ي غريبي ام را پيدا کن کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهاي رنگي ام... در کلبه را باز کن به سراغ بغض خيس پنجره برو حرير غمش را کنار بزن... مرا خواهي ديد با بغضي کويري که غرق در عصاره ي انتظار پشت ديوار دردهايم نشسته ام...


نویسنده: پویا مورخ: شنبه نهم آبان 1388 در ساعت: 19:18
|+|

خیلی وقت دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده

خیلی وقت ابری پر پر نشده دل آسمون سبکتر نشده

مه سرده رو تن پنجره ها مثل بغض توی سینه ی منه

ابر چشمام پر اشکه ای خدا وقتشه دوباره بارون بزنه

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بد جوری دل تنگ شده

بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست

کوه غصه از دلم رفتنی نیست

حرف عشق تورو من با کی بگم

همه حرفا که آخه گفتنی نیست

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بد جوری دل تنگ شده


نویسنده: پویا مورخ: شنبه نهم آبان 1388 در ساعت: 19:16
|+|

فرزانه جان

همیه منتظر آمدنت،چشم به در بسته ی خیالم میدوزم


نویسنده: پویا مورخ: شنبه نهم آبان 1388 در ساعت: 19:12
|+|

باور کن


نویسنده: پویا مورخ: یکشنبه سوم آبان 1388 در ساعت: 19:15
|+|

نویسنده: پویا مورخ: یکشنبه سوم آبان 1388 در ساعت: 19:13
|+|

همیشه بیادتم

فرزانه جان


نویسنده: پویا مورخ: یکشنبه سوم آبان 1388 در ساعت: 19:9
|+|

يه اتاق تاريك ....... يه سكوت بهت آلود.......... يه آرامش مسموم........يه آهنگ ملايم.........يه جمله ي عميق وسط آهنگ....((بي تو من در همه ي شهر غريبم )).......و يه قطره اشك كه روي گونه هام لغزيد و بهم فهموند كه چقدر دلم براي داشتنت تنگ شده..........امشب دستام بهونه دستاتو داره و چشمام حسرت يه نگاه تو اون چهره معصوم...........يه بهت غريب تو گلوم لونه كرده و يه احساس غريبتر داره تبر به ريشه بودنم ميزنه.........دلم واسه روزاي آفتابي گذشته بي تابي ميكنه و پاهام بدجوري دلتنگ پا گذاشتن تو جاده بارون زده ي خيالته........چقدر سخته آرزوي كسي رو داشتن كه آرزوتو نداره.....چقدر سخته دلتنگ كسي بودن كه دلتنگ ديگريه........خواستم رو يادت خط بكشم ......خواستم ديگه دلتنگت نباشم ....از جام بلند شدم ....چراغاي اتاقو روشن كردم........سكوتو شكستم.......آهنگ رو قطع كردم و اشكامو پاك........ اما قطره ي اشك بعدي هم روي گونه هام سر خورد تا بهت بفهمونه هنوزم دلتنگته........


نویسنده: پویا مورخ: یکشنبه سوم آبان 1388 در ساعت: 19:6
|+|

خسته ام از لبخند اجباري خسته ام از حرفاي تکراري
خسته از خواب فراموشي زندگي با وهم بيداري

اين همه عشقاي کوتاه و اين تحمل هاي طولاني
سرگذشت بي سرانجام گمشدن تو فصل طوفاني

حقيقت پيش رومون بود ولي باور نميکرديم
همينه روز روشن هم پي خورشيد مي گرديم

نشستيم روبروي هم تو چشمامون نگاهي نيست
نه با ديدن نه با گفتن به قلب لحظه راهي نيست


نویسنده: پویا مورخ: یکشنبه سوم آبان 1388 در ساعت: 19:4
|+|

من سراپا بغضم
هيچکس را فراموش نکردم اما
خود فراموش شدم
ناله هايم تلخ است
بغض تنهايي من را تو نخواهي فهميد ....
تو نخواهي فهميد


نویسنده: پویا مورخ: یکشنبه سوم آبان 1388 در ساعت: 19:2
|+|

به چشمي نگاه نکن اگه دروغ خواهي گفت

به کسي سلام نده اگه خداحافظي در پيش است

دست کسي را نگير اگه رها خواهي کرد

به کسي نگو دوستت دارم

اگه ديگري در فکرت است ...


نویسنده: پویا مورخ: یکشنبه سوم آبان 1388 در ساعت: 19:1
|+|
ژ

وقت رفتن رسيده

ولي رفتني که برگشتن آن نزديک است

يک کمي خنده واسه روزاي باروني دارم

که مي خوام توي جيبم نزديک قلبم بذارم

يه بغل خاطره از تو توي کوله بارمه

يک کمي اشک و گلايه لاي دستمال پيچيدم

وقتي دلم  تنگ تو شد

غم تو  توشه ي راهمه


نویسنده: پویا مورخ: یکشنبه سوم آبان 1388 در ساعت: 19:0
|+|
گوش کن

گوش کن !

می شنوی صدای اندوهم را ؟

می شنوی صدای بغضم را که با کوچکترین ضربه ای خواهد ترکید

باید گریست برای شاخه های شکسته

باید فریاد زد به حال شقاق پرپر شده

باید اشک ریخت

با دیدن پروانه سوخته

باید گریست برای چشم انتظاری عاشقان

پنجره ها خالی است

هوا تنهاست

ستاره سرگردان است

خورشید گریان است

محبت کجاست ؟


نویسنده: پویا مورخ: یکشنبه سوم آبان 1388 در ساعت: 18:59
|+|

بريز اي اشك ناكامي ، بريز از بيسرانجامي ،

كه نفرين دلي،قلبي شكسته ، پس اين بيسرانجامي نشسته

كه آه سينه سوز مهربوني سر راه مرا از پيش بسته ،

دلم رنجيده از زخم زبونها ،  

به ظاهر مهربوني ديدن از نامهربونها ، 

خيال كردم يكي دلسوزمونه

براي گريههام دل ميسوزونه

خيال كردم يكي داره هواي كار مارو اگه مونديم تو اين كار زمونه .


نویسنده: پویا مورخ: یکشنبه سوم آبان 1388 در ساعت: 18:58
|+|

Copy Right By: Http://www.javalord.mihanblog.com
Sponsored By: javalord javalord


dress
dresses