تبليغاتX
درد و دل با دل



درد و دل با دل

درد و دل
نویسندگان
آثار تاریخی یك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهای جاوا

ای تو که گفتی میکشندند گر به عشقت رو کنی
این زندگیست که الاَن می کنی
مردن از این زندگی بهتر نبود
در کنار عشقت جان دادن اَسان تر نبود
تنهایم گذاشتی تا خنجری قلب پاکم ندرد
بی خبر از اینکه حال هر لحظه خنجر میخورم
خنجر حرف بزرگان سخت می اَزارد پیکرم
خنجر بی کسی رانگو که جای سالم بر اندامم نمی زارد
زخم هایم می سوزاند وجود سردمو
هیچ از پیکرم سالم نماندست یار من
چشم هایم دیگر سوی دیدن را ندارد
اَخر اَنقدر اشک می ریزند تا نابینا شوند
از گلویم صدایی در نمی اَید چون راهش بسته است
بغضی در اَن خانه کرده که نامش دوری است
تو بگفتی در خاطراتت سر کنی
پس ندانی خاطرت مانده در یاد من
بی گناهی بودم و معصوم و روشن
نمی دانستم چه چیزی است نامردی و نامردُمی
حال یاد می گیرم از این روزگار
جز کلک و نامردی هیچ نباشد اینجا
دوره ی مردی و مهربانی سر اَمده
گرگ صفت باید شوی در روزگار
ولی عشقم تو پاک بمان تا غصه ام کمتر شود
درد دوریت سهل تر و اَسان تر شود


نویسنده: پویا مورخ: چهارشنبه دهم تیر 1388 در ساعت: 12:59
|+|

Copy Right By: Http://www.javalord.mihanblog.com
Sponsored By: javalord javalord


dress
dresses